اختیاری بودن استفاده از وکیل در جریان دادرسی

by مدیـــــــر 21. جوان 2010 22:27

در نظام بین المللی حقوق بشر، «حق برخورداری از وکیل در جریان دادرسی» دارای ابعاد و جنبه های گوناگونی است.  یکی از مهمترین این ابعاد «اختیاری بودن استفاده از وکیل» است. هیات عمومی دیوان عالی کشور به موجب یکی از جدیدترین آرای خود به شماره 714 مورخ 11/12/1388، که در راستای ایجاد وحدت رویه در استنباط از قوانین موضوعه صادر شده، مقرر داشته: «... برای اقامه دعاوی حقوقی، شکایت از آراء و دفاع از آنها، دخالت وکیل قانوناً الزامی نیست.» این استدلال هر چند در چارچوب قوانین و مقررات موضوعه به عمل آمده و در متن آن سخنی از موازین و استاندارد های برتر حقوق بشری نیست، اما بطور قابل توجهی در انطباق با موازین حقوق بشر است. صدور این رای و آرایی اینچنین، به نوبه ی خود بیانگر نفوذ و رخنه ی اندیشه های حقوق بشری و تفکر حق مدار بر ذهنیت قضات حاضر در دیوان عالی است. در صورت تداوم این رویکرد می توان دورنمایی از انطباق رویه های قضایی کشور با موازین و استاندارد های بین المللی حقوق بشری را مشاهده نمود.

برای مطالعه این مقاله به فایل زیر مراجعه نمایید:

right-to-attorney-at-law-as-a-optional-right.pdf (89.14 kb)

Tags:

تفاوت های انسانی و مفهوم برابری حقوق

by مدیـــــــر 23. أفريل 2010 01:19

انسان ها از جهات مختلفی (همچون سن، جنسیت، موقعیت اجتماعی، نژاد، مذهب، توانایی های جسمی و ذهنی و...)با همدیگر متفاوتند. اما آیا تفاوت های انسانی در بهره مندی برابر انسان ها از حقوق بشر و یا در استیفای برابر از این حقوق تاثیر گذارند؟ از منظر حقوق بشر تفاوت های انسانی از قبیل تفاوت های جنسیتی، تفاوت های جسمی و ذهنی و... در بهره مندی و تمتع برابر افراد از حقوق بشر هیچ گونه اثری ندارند. به صرف انسان بودن، همگان از این حقوق بطور برابر متمتع اند. اما همین تفاوت ها در شرایط و نحوه ی استیفاء و اجرای حقوق بشر، می توانند اثر گذار باشند. به این معنا که می توان بکارگیری و اجرای برخی از حقوق انسانی را، در صورتی که از نظر عقلی و علمی دلایل کاملاً قابل توجیهی برای اینکار وجود داشته باشد، منوط به وجود یا حصول به شرایطی (همچون شرط سن، شرط تخصص، شرط شهروندی و...) دانست. این سخن منافاتی با موازین حقوق بشر و لزوم رعایت اصل برابری ندارد. تبعیض زمانی اتفاق می افتد که صرفاً بخاطر وابستگی به یک مذهب یا نژاد خاص و یا به علت زن یا مرد بودن و امثال آن، اساساً تمتع برابر از همه یا برخی از حقوق انسانی را از افراد سلب یا با محدودیت مواجه کنیم و یا اینکه به دلایل موهوم و غیر واقعی و صرفاً به علت وجود تفاوت های انسانی، استیفای برابر از همه یا برخی ازحقوق بشر را انکار نموده یا محدود نماییم. لیکن صرف یک رفتار نابرابر در صورتی که معیار و ضابطه ی چنین تفاوت گذاری معقول و عینی باشد و مقصود از آن دستیابی به هدفی باشد که طبق معاهدات حقوق بشر توجیه پذیر است، متضمن تبعیض نخواهد بود.

 برای مطالعه این مقاله به فایل زیر مراجعه کنید: 

 

human-differences&concept-of-equality.pdf (76.48 kb)

بهره مندی از محیط زیست سالم، حق بنیادین همه ی نسل ها

by مدیـــــــر 10. مارس 2010 00:57

استفاده از محیط زیست سالم، از جمله حقوقی است که امروزه در قالب نسل سوم حقوق بشر متجلّی شده اند. در چارچوب اسناد جهانی حقوق بشر «بهره مندی از محیط زیست سالم» به عنوان یک «حق مستقل» بطور صریح مورد شناسایی قرار نگرفته، اما این تحلیل وجود دارد که این حق، به برخی از حقوق نسل اول و دوم، همچون حق ِبر حیات، حقِ برحفظ تمامیت جسمانی و روانی، و... فرو کاسته می شود و ریشه در آنها دارد. به این معنا که بهره مندی از محیط زیست سالم از لوازم یا از نتایج پذیرش چنان حقوقی است. البته بر خلاف اسناد جهانی، در سطح اسناد منطقه ای حقوق بشر، بهره مندی از محیط زیست سالم به عنوان یک حق مستقل، آشکارا به رسمیت شناخته شده است. منشور آفریقایی حقوق بشر و ملت ها و پروتکل الحاقی به کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر موسوم به «پروتکل سان سالوادور» از جمله این اسناد است.

مهمترین چالشی که امروزه محیط زیست با آن روبروست، پدیده ی روبه رشد توسعه ی اقتصادی و اجتماعی جوامع است. توسعه نیز همانند برخورداری از محیط زیست سالم، از جمله حق هایی است که در قالب نسل سوم حقوق بشر، همه ی انسان ها و جوامع از آن برخوردار هستند. لیکن از آنجایی که فرایندِ توسعه خواه ناخواه بر محیط زیست پیرامون خود اثر می گذارد، یک چالش عمده میان توسعه یافتن و حفظ محیط زیست، یا به تعبیر بهتر یک تزاحم میان دو حق، یعنی حقِ بر توسعه و حقِ بر محیط زیست سالم پدیدار گردیده است. در جهت رفع این تزاحم، از منظرحقوق بشر، هرجا سخنی از توسعه به مثابه یک حق می رود، مراد «توسعه پایدار» است. توسعه در معنای پایدار آن هنگامی محقق می شود که سلامت و امنیت محیط زیست در تمامی ابعاد و جنبه های آن تامین و تضمین گردد. توسعه هم حق انسان و هم ضرورت حیات انسان و جوامع انسانی است. لیکن بی توجهی به ابعاد زیست محیطی آن، پایداری توسعه را منتفی خواهد ساخت.

 

برای مطالعه این مقاله به فایل زیر مراجعه نمایید:

right-to-environment.pdf (98.51 kb)

 

حقوق بشر از منظر آموزه های اخلاقی زرتشت

by مدیـــــــر 21. اكتوبر 2009 20:13

حقوق بشر، ریشه در عقلانیت مدرن و مفاهیم نوین عدالت دارد و از آن در هیچ یک از ادیان و مذاهب گذشته سخنی به میان نیامده است. اما به نظر می رسد بتوان با ارائه تفسیر و تاویلی از آموزه های اصیل زرتشت، اندیشه های حقوق بشری را سازگار با چنین آموزه هایی دانست. درواقع از آنجا که گوهر آموزه های زرتشت دعوت به پیروی از نظام «اشا» و دوری و پرهیز از نظام «دروغ» است و با توجه به اینکه اشا، خواست اهورا مزدا است و در تمام طبیعت جریان دارد و در واقع اشا همان قانون و نظام تغییر ناپذیر و ازلی و ابدی حاکم در طبیعت است و از آنجا که نظام اشایی را جز بوسیله خِرَد و اندیشه (وهومن) نمی توان شناخت و با در نظر گرفتن اینکه بر طبق آموزه های زرتشت، تنظیم و تدبیر زندگی فردی و اجتماعی و سیاسی مردمان می باید بر اساس اشا و راستی صورت گیرد؛ همچنین با توجه به اینکه در اندیشه زرتشت آزادگی و کرامت انسانی بسیار ارزشمند است و همگان محکوم به آزاد بودن و مسؤول بودن در پندار و گفتار و کردار خویش هستند و همچنین از سوی دیگر با توجه به اینکه آرمان حقوق بشر معاصر نیز تنظیم روابط میان مردمان بر اساس صلح و عدالت و راستی و حفظ کرامت و آزادگی و حرمت ذاتی انسان ها می باشد و با لحاظ اینکه این نظام بین المللی، نتیجه ی اندیشه ورزی و تعقل خِردمندان و نیک اندیشان روزگار ما جهت پاسداری از کرامت انسانها و همچنین پاسخی به ضرورت های حیات انسانی است، پس می توان با قدرت ادعا کرد که نظام حقوق بشر معاصر در انطباق با نظام اشایی است و در نتیجه از منظر اندیشه زرتشت این دسته از حقوق همان خواست اهورا مزدا است که خردمندان عالم (بر اساس مبانی اخلاقی و ضرورتهای عینی و عملی) آنرا دریافته و ارائه نموده اند.

و اگر این ادعا درست باشد بنابراین رعایت هنجارهای حقوق بشر، برابر با مزدا پرستی و روی آوردن به «سپنتا مینو» است و عدم رعایت و نقض آن مساوی با پرستش نظام دروغ و روی آوردن به «انگره مینو» است...

  برای مطالعه این مقاله به فایل زیر مراجعه نمایید:

 

zaratostra&humanRights.pdf (127.21 kb)

 

Tags: , , ,

منع هواداری از تنفر

by مدیـــــــر 21. اكتوبر 2009 19:36

تنفر مذهبی، نژادی و ملی یکی از عمده ترین عواملی است که گاه و بی گاه جنگ ها، تنش ها و بی عدالتی هایی را در میان انسان ها بوجود آورده و یا دامن زده است. نمونه این گونه رفتار ها در تاریخ معاصر بشر نیز فراوان است. جنگ جهانی دوم نمونه شاخصی از این قبیل وقایع است. پس از این جنگ و در پی کشتار و نابودی میلیون ها انسان و ویرانی صدها شهر و کشور، از سوی روشن اندیشان عالم تلاش ویژه ای به عمل آمد تا «ممنوعیت هواداری و حمایت از تنفر و کینه های ملی، نژادی و مذهبی»، به عنوان یکی از حق های بنیادین و ضروری بشر در نظام بین الملل حقوق بشر مورد تاکید و شناسایی قرار گیرد.

امروزه اقداماتی که از یک سو در قالب «اسلام هراسی» و از سوی دیگر در قالب انکار یا کم اهمیت نشان دادن واقعه «هولوکاست» صورت می گیرد، نمونه های بارزی از پدیده هواداری و حمایت از نفرت های مذهبی و نژادی هستند که به دنبال خود خصومت ها و خشونت ها و تبعیضاتی را در جهان امروز بوجود آورده است...

برای مطالعه این مقاله به فایل زیر مراجعه نمایید:

prohibition-of-advocacy-of-hatred.pdf (131.00 kb)

 

 

Powered by BlogEngine.NET 1.5.0.7
Theme by Mads Kristensen