حمایت از حقوق معلولان در چارچوب کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت

by مدیـــــــر 14. اكتوبر 2009 02:59

سازمان ملل متحد در دهه 90 میلادی تعداد افراد دارای معلولیت را بیش از 500 میلیون نفر در سرتاسر جهان بر آورد نموده که این شمار هر ساله از طریق عواملی همچون جنگ و ویرانی، شرایط غیر بهداشتی زندگی یا فقدان آگاهی درباره معلولیت، علل آن، پیشگیری و درمان آن، رو به افزایش می باشند. از این تعداد % 80 در مناطق روستایی کشورهای درحال توسعه زندگی می کنند و در حدود % 70 از این جمعیت نیز نسبت به دریافت خدمات مورد نیاز یا فاقد هر گونه دسترسی هستند و یا با محدودیت جدی مواجه می باشند.  از نمونه های بارز افراد دارای معلولیت می توان به آسیب دیدگان مخاصمات مسلحانه، آسیب دیدگان حوادث رانندگی یا ناشی از کار، ناشنوایان و نابینایان و افراد کم توان ذهنی اشاره نمود.  در تاریخ 13 دسامبر 2006 سندی تحت عنوان «کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت» به همراه یک پروتکل الحاقی به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید و از 30 مارس 2007 برای امضا و پیوستن دولت ها به آن در مقرّ سازمان ملل متحد مفتوح گذارده شد.  این کنوانسیون پس از یک وقفه تقریباً دو ساله سرانجام در تاریخ 13/9/87 با اعمال یک حق شرط کلی به تصویب مجلس شورای اسلامی ایران نیز رسید و در تاریخ  4/10/87 مورد تایید شورای نگهبان قرار گرفت. در نوشتار حاضر تلاش می شود با گذری بر این کنوانسیون و دیگر اسناد مرتبط، تعهدات دولت ایران و سایر دولت های عضو و همچنین برخی حقوق به رسمیت شناخته شده برای افراد معلول و در نهایت ضمانت اجرایی این کنوانسیون را مورد ارزیابی قرار دهیم.

برای مطالعه این مقاله به فایل زیر مراجعه نمایید:

  protection-of-persons-with-disabilities.pdf (166.43 kb)

 

 

نظرات

07/05/2013 01:03:21 ق.ظ #

با نام خدا  

روزی با غریبه ای در راه٬ گفت و گو می کردم.
گفت: دروغگوتر و دوروتر و ترسوتر از شما ایثارگران پیدا نمی شود!
چرایش را پرسیدم.
گفت: ادعا دارید که روزگاری برای دفاع از آب و خاک و جان و مال و ناموس مردم جنگیدید اما برای دفاع از حق و حقوق خودتان حتی می ترسید کوچکترین گامی بردارید. می نالید اما پشت سر همان کسانی هستید که حقوقتان را پایمال کرده اند...
راست می گفت.

در هنگامه ای که کشاورزان غیرتمند اصفهانی با دست خالی به نبرد با قدرت های دولتی و نظامی استان برخاستند و زاینده رود را نجات دادند؛

در جامعه ای که دختران برای حقوقشان جانانه کوشیدند و به حقوقی چند برابر انتظارشان دست یافتند و فمینیسم بین المللی را شرمنده کردند؛

در دورانی که دوستداران سگ و گربه٬ حقوق جانوران خود را در جمهوری اسلامی طلبیدند و به خواستشان رسیدند؛

در روزگاری که هر وزارتخانه یا سازمان دولتی را بتکانی دست کم یک سوم از کارکنانش مازادند و بیخودی حقوق می گیرند؛

در مملکتی که حوزه های علمیه اش و مؤسسات پولسازی وابسته به آن ها با آن که آن قدر ثروتمندند که می توانند به دولت «بودجه» بپردازند (خمس و زکات و دیگر وجوهات٬ درآمد موقوفات تجاری و اداری٬ سود سپرده های بانکی و سرمایه گذاری های داخلی و خارجی و فعالیت های اقتصادی و دیگر مداخل آنان را سرانگشتی بشمارید تا به رقمی افسانه ای برسید) ولی سالانه حدود دو هزار میلیارد تومان نیز بودجه مازاد بر نیاز از خزانه دولت می گیرند و البته این رقم٬ افزون بر شهریه (حقوق ماهانه همه طلاب و روحانیون شاغل یا غیرشاغل) است و شهریه نیز پس از انقلاب از محل بودجه کشور تأمین می شود...

در اوضاعی که بسیاری از غارتگران دوران شاه٬ بازگشتند و دارایی های مصادره شده خود را پس گرفتند؛

در کشوری که مردمان مفتخور چندین کشور دیگر بر سر سفره بی صاحب نفت و گازش نشسته اند؛

در زمانه ای که رسانه هایش برای چند درخت قطع شده٬ فریاد وامصیبتا سر می دهند و خبر یک دختر فراری را به اندازه جنگ جهانی دوم بزرگنمایی می کنند و افزایش نرخ گوجه فرنگی را تا چندین شماره پی می گیرند اما هیچ یک از آنان جنگزدگان و رزمندگان و زحمات چندساله و گرفتاری های امروزشان را نمی بیند؛

در روزگاری که صداوسیما مشکلات نظامیان و ظاهراْ ستمدیدگان عراقی زمان صدام را به تصویر می کشد تا معضلات رزمندگان و جنگزدگان دردمند ایرانی را پنهان کند٬ در حالی که ابراهیم حاتمی کیا با امکانات محدودش پیامدهای بی توجهی به نیازهای رزمندگان (در فیلم آژانس شیشه ای) و فرجام بازماندگی های جنگزدگان (در فیلم ارتفاع پست) را هشدار داد...

در چنین سرزمینی اما

شیرمردان جبهه های جنگ و جنگزدگان دست روی دست گذاشته اند یا دلشان را به آه و ناله و نامه خوش کرده اند و صبر می کنند تا در سده های آینده! نوبتشان رسد و دولت به یادشان افتد و حق و حقوقشان را ادا کند. زهی خیال باطل!

بیایید پایان دهیم به نمک نشناسی مسؤولانی که چنان در تاراج و اختلاس و ارتشاء و رانتخواری غرق شده اند که دیگر حتی به یاد نمی آورند این میزها را از صدقه سر چه کسانی دارند. مسؤولانی که اگر ایثارگر یا جنگزده بودند محال بود حقوق ایثارگران و جنگزدگان را پایمال کنند تا ایثارگرانه! برای عراقیان مدرسه و بیمارستان و جاده و... بسازند و آب و برق و خوراک و داروی رایگان آن کشور (همان بعثی های کافر و صهیونیست سابق!) را فراهم آورند.

چگونه است که اگر رزمنده ای در جبهه ها به هر گونه مرگ طبیعی از دتیا می رفت یا کارمند دولت اگر برای مأموریتش پای از خانه بیرون نهد و به هر شکلی کشته شود٬ شهید است اما جنگزده ای که در دوران جنگزدگی اش فوت کرد٬ شهید نیست؟

چگونه است که امروز اگر دوچرخه کسی را خراش بیاندازند یا شیشه خانه اش را بشکنند یا پروازش دقایقی به تأخیر افتد٬ خسارتش را مطابق قانون می گیرد اما خسارات فوق سنگین ملکی و مالی و آوارگی چند ساله مهاجران جنگی اسنان های خوزستان٬ ایلام٬ کرمانشاه٬ آذربایجان غربی و کردستان جبران نشد؟
(کشور فسقلی کویت٬ با تشکیل کارگروهی نیرومند و به کار گیری وکلای پرتوان بین المللی و پیگیری بی وقفه در دیون ها و سازمان های جهانی٬ خسارات و غرامت مردمش را تا دینار آخر از عراق بازستاند اما مسؤولان ما نه تنها چنین زحمتی به خود ندادند (چون مردم زیان دیدند نه خودشان) بلکه به عراق خسارت هم می دهند!)

چگونه است که یک تاجر ایرانی عازم تجارت در عراق٬ اگر در بمبگذاری های آن جا کشته شود٬ شهید است اما یک ایرانی در کشور خویش اگر پای بر مین های بازمانده از زمان جنگ بگذارد و جانش را از دست بدهد٬ شهید نیست؟

چگونه است که اندکی فشار٬ اضطراب٬ گرما٬ سرما یا سروصدا باعث می شود تا کارکنان برخی مشاغل مشمول قانون سختی کار و بازنشستگی پیش از موعد بشوند٬ اما حداقل ۱۰ سال آوارگی و بازماندگی (مالی و شغلی و تحصیلی) و فقر و زجر و گرسنگی و مخاطره و اضطراب دائم و هزینه و زیان و عوارض جبران ناپذیر و از دست رفتن دار و ندار و شکستن کمر جنگزدگان هرگز در هیچ کجا به حساب نیامد؟

چگونه است که روحانیان و طلاب اگر چه دارای مشاغل و مناصب متعدد و درآمدهای چند میلیونی باشند (که اغلب هستند)٬ باز هم حقوق (شهریه) آنان را از بودجه دولت می پردازند و از بودجه دولت در شهرک های مهدیه قم و... برایشان خانه می سازند؟ آنان چه خدمتی به مردم کرده اند که پولش را نگرفته یا منافعش را نبرده باشند؟ کدام خطر یا ضرر را به جان خریده اند؟ مگر رزمندگان و جنگزدگان که برای این کشور و مردم متحمل زحمت و سختی شدند و بار جنگ را بر دوش کشیدند و خون دادند از طلاب و روحانیان کمترند؟  

تبلیغات کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری اخیر را به یاد آورید. کدام یک از ایشان (به ویژه آن دو تن که خود را سالار جنگ خواندند) کوچکترین اشاره ای به حقوق پایمال شده ایثارگران و بازماندگان جنگ داشت؟ در حالی که همانان برای جلب آرای جویندگان آزادی حجاب٬ چه ایثاری به خرج دادند...

سپاه٬ به جای آن که پیگیر اجرای قوانین حمایتی ایثارگران باشد و برای بیمه رایگان و حقوق آنان بکوشد٬ بیمه تأمین اجتماعی رزمندگان را با سه درصد زیر نرخ آزاد برقرار می کند! آن هم در روزگاری که حتی بیمه زنان خانه دار در اولویت مجلس و دولت است.

بنیاد شهید و امور ایثارگران٬ لایحه حمایت از ایثارگران را به زمین فوتبال میان مجلس و مجمع تشخیص مصلحت انداخته و خودش را خلاص کرده است تا به اختلاس های چند ده میلیاردی اش رسیدگی کند.

مجلس، بار مالی قانون حمایت از رزمندگان معسر (که شمار آنان در سراسر کشور شاید پنج هزار نفر هم نباشد) را نیز فراتر از توان مالی کشور می داند!!

مجمع تشخیص مصلحت٬ تصویب لایحه حمایت ناچیز از ایثارگران را نگه داشته است برای آخرت!

و... ناگهان انگار فقط رزمندگانند که در این خاک٬ زیادی اند!

مقصر کیست؟ ما که حق خودمان را جدی نگرفتیم یا آنان که مطالبات ما را به شوخی گرفته اند؟

اگر صاحبان اصلی انقلاب و بازماندگان جنگ٬ حقوق خود را جدی پیگیری می کردند٬ مسؤولان کشور هرگز فراموش نمی کردند که ثروت بادآورده خود را وامدار چه کسانی هستند. اگر ما به حق خودمان می رسیدیم٬ خزانه دولت آن چنان سرریز نمی شد که عده ای بی آن که کمترین زحمتی برای ایران و انقلاب و جنگ کشیده باشند٬ برای مازاد بودجه نقشه بکشند و سه هزار میلیارد٬ سه هزار میلیارد اختلاس کنند.

رزمندگان مظلوم و جنگزدگان محروم که هر دو یادگار فراموش شده جنگ هستند اگر دست در دست یکدیگر نهند٬ جامعه ای چنان بزرگ را تشکیل می دهند که هر دولتمردی ناچار است خواست های بر حق آنان را بپذیرد و برآورده سازد. کشور در آستانه تحولاتی شگرف است. اگر این واپسین فرصت نیز از دست برود٬ ایثارگران و جنگزدگان را دیگر هیچ کس حتی به یاد نخواهد آورد٬ چه رسد به آن که مطالباتشان را تحقق بخشد. فردا دیر است. بیایید زمان را دریابیم و بجنبیم. هر یک از بازماندگان جنگ که برای احقاق حق و حقوق خویش در این راه جان ببازد٬ شهید است - چنان که هر کس برای دفاع از جان و مال مردم کشته شد شهید بود.

مهمترین خواست ها:

۱- رزمندگان بسیجی و غیر بسیجی از نخستین روز اعزام یا حضور در جبهه ها٬ صرف نظر از آن که اکنون شاغل٬ بازنشسته یا بیکار باشند٬ باید از حقوق و مزایای حالت اشتغال به صورت مادام العمر برخوردار شوند و حقوق ایام ماسبق ایشان نیز بر پایه سال اجرای قانون (به روز) باید محاسبه و اعمال شود.

۲- همه رزمندگان بسیجی و غیر بسیجی٬ از تاریخ نخستین اعزام یا حضور در جبهه ها باید رایگان تحت پوشش بیمه تأمین اجتماعی قرار گیرند و این بیمه باید مادام العمر باشد و کل حق بیمه های پرداخت شده توسط ایشان از روز یادشده تا کنون٬ باز پس داده شود.

۳- در صورت فوت هر یک از جانبازان و رزمندگان٬ افراد تحت تکفل وی باید از شرایط معادل شاهد برخوردار شوند.

۴- همه جانبازان شیمیایی و اعصاب و روان یا جانبازانی که گرفتار نقصان مدارک (صورت سانحه و...) هستند و تکمیل پرونده آنان به علت تبانی بنیاد امور شهید با مجلس و مجمع تشخیص مصلحت٬ معطل مانده است باید بدون کارشکنی و بهانه گیری و بی معطلی٬ تحت پوشش قرار گیرند.

۵- بابت جنگزدگی رسمی (از روز آغاز مهاجرت تا پس از پایان جنگ و تاریخی که بازگشت مهاجران به شهرها٬ روستاها و مناطق جنگی رسماً بلامانع اعلام شد) باید به خانواده های جنگزده٬ کمک هزینه مهاجرت اجباری معوق پرداخت شود.

۶- هر جنگزده ای که در مدت رسمی مهاجرت اجباری٬ به هر علتی و در هر جایی فوت کرده باشد٬ بازماندگان وی باید از حقوق و مزایای معادل شاهد برخوردار شوند.

۷- هر یک از شهروندان جنگزده که طی مدت رسمی جنگزدگی٬ به هر علتی و در هر جایی دچار سانحه منجر به معلولیت (نقص عضو) یا بیماری مزمن (سرطان و...) شده باشد باید از حقوق و مزایای معادل جانباز برخوردار شود و در صورت فوت نیز بازماندگانش تحت پوشش معادل شاهد قرار گیرند.

۸- ساکنان فعلی مناطق جنگی سابق یا دیگر شهروندان به هر علتی دچار سانحه یا آلودگی (شیمیایی و...) ناشی از تماس با آثار جنگی برجای مانده (سازه ها٬ آلات٬ ادوات و مهمات) شوند٬ خود یا بازماندگان آنان باید از حقوق و مزایای معادل (شهید یا جانباز) برخوردار شوند.

۹- هر شهروند (نظامی یا غیر نظامی) که به هر علتی متأثر یا ناشی از جنگ (در مناطق جنگی یا غیر جنگی)٬ در زمان جنگ یا پس از آن فوت کرده یا ناپدید شده باشد٬ بازماندگانش باید از حقوق و مزایای معادل شاهد بهره مند شوند.

۱۰- هر رزمنده یا جنگزده ای (متولدان مدت مهاجرت رسمی یا قبل از آن) در هر سنی و به هر علتی دچار ازکارافتادگی شود باید از حقوق و مزایای کامل (معادل جانبازی) بهره مند شود و در صورت فوت نیز خانواده اش از شرایط شاهد برخوردار شوند.

۱۱- مدت مهاجرت اجباری باید به سابقه بیمه یا خدمت جنگزدگان افزوده شود و در صورتی که هر یک از آنان بازنشسته شده باشد٬ سهم بیمه پرداختی معادل آن مدت باید به وی باز پس داده شود.

۱۲- کل هزینه خریداری یک دست کامل لوازم خانگی (با نرخ های امروز٬ برابر با ۱۵ میلیون تومان) به عنوان غرامت جبرانی اثاث از دست رفته طی جنگ٬ باید به هر خانواده جنگزده پرداخت شود.

۱۳- فرزندان ذکور جنگزدگان (فرزندان جنگزدگان متولد مدت مهاجرت اجباری یا پیش از آن) باید از خدمت اجباری سربازی معاف بشوند زیرا آنان سنگین ترین هزینه های کشور٬ انقلاب و جنگ را متقبل و متحمل شده اند و هیچ گونه بدهی به ایران و انقلاب و نظام ندارند.

۱۴- رزمندگان و جنگزدگان باید از پرداخت هر گونه مالیات و عوارض معاف باشند.

۱۵- حداکثر خدمات و تسهیلاتی که تا کنون به هر یک از ایثارگران ارائه شده از این پس باید برای همه ایثارگران منظور شود.

۱۶- یک سوم از کل درآمدهای هیدروکربنی و دیگر منابع طبیعی هر استان باید به توسعه و عمران و شهروندان همان استان اختصاص یابد تا مهاجران جنگی ساکن استان های غیر برای بازگشت به زادگاه خویش ترغیب شوند و شرایط مناسب و در شأن آنان فراهم آید.

۱۷- نیمی از کرسی های عضویت شوراهای شهر در شهرهای جنگی باید سهمیه ثابت جنگزدگان و ایثارگران بومی همان شهرها باشد.

۱۸- نیمی از فرصت های شغلی و تسهیلات دولتی و بانکی و مجوزهای استان های جنگی سابق باید به ایثارگران و جنگزدگان و فرزندان آنان اختصاص یابد.

۱۹- به منظور برخورداری از امکانات٬ خدمات٬ معافیت و تخفیفات خاص٬ باید برای همه جنگزدگان٬ کارت شناسایی ویژه (همچون کارت های منزلت یا ایثار) صادر شود.

۲۰- همه ایثارگران و جنگزدگان شاغل در دستگاه های دولتی و بخش های وابسته٬ برای جبران مافات علمی باید از مرخصی باحقوق به منظور تحصیلات تکمیلی برخوردار شوند.

۲۱- جنگزدگان و فرزندانشان برای جبران بازماندگی های تحصیلی باید بتوانند از خدمات مدارس ایثارگران و تسهیلات کنکور (سهمیه ورودی دانشگاه) استفاده کنند.  

۲۲- برای رسیدگی به امور و حقوق جنگزدگان و دیگر کسانی که پس از پایان جنگ دچار خسارات جانی و مالی ناشی از جنگ یا آثار آن شده اند باید بنیاد آسیب دیدگان جنگ تأسیس یا معاونتی با این مأموریت در بنیاد شهید و امور ایثارگران تشکیل شود.

۲۳- همه قوانین حمایتی ایثارگران که مصوب شده اما معطل هستند بدون بهانه باید فوری به اجرا درآیند.

۲۴- بنیاد شهید و امور ایثارگران باید به صورت هیأت امنایی اداره شود و امنای آن هر دو سال یک بار با رای همه ایثارگران و خانواده های شاهد سراسر کشور یا نمایندگان آنان انتخاب و رییس بنیاد نیز با موافقت هیأت امنا تعیین و منصوب شود.

۲۵- به علت نارضایتی گسترده ایثارگران و گزارش های آنان مبنی بر وجود بی عدالتی و وقوع تخلفات مالی و مفاسد اداری (اختلاس٬ ارتشاء و...) در بدنه بنیاد شهید و امور ایثارگران طی هشت سال گذشته٬ یکایک پرونده های مفتوحه شاهد و جانبازی در مدت مذکور باید توسط هیأتی مستقل با اختیارات تام٬ بازنگری شود.  

۲۶- سهام شرکت ها و مؤسسات اقتصادی متعلق به بنیاد شهید (در اختیار سازمان کوثر یا...) باید به ایثارگران و خانواده های شاهد واگذار شود.

۲۷- از بنیاد امور مهاجران جنگی (انحلال یافته) باید تحقیق و تفحص شود و ضمن رسیدگی به شکایات سابق و جدید جنگزدگان از آن ستاد٬ در باره قصور و مفاسد اداری و مالی مسؤولان وقت ستاد٬ دادرسی قضایی به عمل آید.  

۲۸- آنانی که جرأت حضور در پشت جبهه ها را نیز نداشتند اما اکنون مـأموریت دارند ایران را برای تجزیه یا تسلیم در برابر دشمن آماده کنند و لذا مکرر به ایثار و ایثارگران اهانت می کنند٬ باید محاکمه شوند (مصباح یزدی: کسی که برای دفاع از آب و خاک کشته شود شهید نیست!!)

۲۹- تعقیب قضایی و امنیتی فعالان مدنی حقوق ایثارگران و جنگزدگان با هر اتهام و بهانه و توجیه و بر پایه هر نوع بند و تبصره و ادله و شواهد و مستنداتی که باشد قطعاْ پرونده سازی است و هیچ گونه ارزش قضایی و حقوقی ندارد و انتساب هر عنوان افترای سیاسی٬ اعتقادی یا... به فعالان مذکور باطل است.  

۳۰- همه مطالبات بیست و نه گانه بالا باید تا پایان سال جاری تحقق یابد.

۳۱- مسؤولان وزارت کشور باید برای برگزاری گردهم آیی رزمندگان و جنگزدگان در روز سی و یکم شهریور ۱۳۹۲ (همزمان در میدان آزادی تهران و میادین اصلی شهرهای یادگار جنگ) مجوز صادر کنند.

۳۲- هر گونه تجلیل از رزمندگان و جنگزدگان٬ پیش از تحقق کامل مطالبات آنان٬ اغراض استحماری دارد.

در پایان٬ منتظر پیشنهاد راهکارهای کارساز از سوی شما هستم و آماده هر گونه همکاری مؤثر و جدی؛ چیزی فراتر از تشکیل انجمن و سمن و یاسمن و نامه نگاری و گزارش و درددل و خواهش و التماس دعا و... که تا کنون هیچ آبی را گرم نکرده و کمترین بازدهی نداشته است و نخواهد داشت. آنان که از منافع یا مواجبشان خرسندند٬ سد راه این حق خواهی نشوند. اینجانب که جنگزده٬ رزمنده و جانباز خرمشهری هستم٬ از هنگامی که این نامه را برای شما می فرستم حتی جان خود را به میان نهاده ام و تا دستیابی به اهداف٬ در کنار هر آزادمرد و شیرزنی که پای به این میدان گذارد خواهم ایستاد اما به یاد داشته باشید که در این نظام هیچ کس با زبان خوش به حق خودش نرسیده و نخواهد رسید که اگر قرار بود برسد٬ خودم با بیش از دو هزار مورد نامه نگاری کاغذی با پیوست کل سوابق و مستندات برای یکایک مسؤولان سه قوه و...٬ تا امروز به حداقل یکی از مطالباتم می رسیدم. اگر نه به خاطر خودمان٬ که به خاطر فرزندانمان باید حرکتی کنیم پیش از آن که فرزندانمان نیز همچون ما بسوزند و قربانی بی عدالتی ها و بی توجهی ها بشوند. قبل از آن که این بیداری را در آغاز خفه کنند٬ اطلاع رسانی فرمایید.

در پناه خداوند دادگر٬ یاریگر و مهربان باشید.
تیرماه ۱۳۹۲  

هوشیار سلطانی فر

همراه: 09123497140  
نمابر: 02177514826  
تهران - صندوق پستی: 1673 / 13145  
Veb: bazmandegan.blogfa.com  
E.mail: soltanifar{underline}editor@yahoo.com  

هوشیار سلطانی فر Iran | پاسخ به این نظر

ارسال نظر

 


  Country flag

biuquote
  • نظر
  • پیش نمایش زنده
Loading



Powered by BlogEngine.NET 1.5.0.7
Theme by Mads Kristensen