نقدی بر معنای مذهبی از حیات در تعیین حقوق بشر

by مدیـــــــر 31. جانفييه 2012 00:34

وقتی از حق حیات سخن می گوییم، متعلَق این حق، یک حیات معنا دار است. دانش و تجربه، آموخته ها و نیاموخته ها و اوضاع و احوال اقتصادی ، سیاسی و ... همگی در معنا دادن به حیات تاثیر گذار هستند با این حال معنای مذهبی، ایدئولوژیک یا مکتبی از حیات علیرغم اینکه در چارچوب پندارها و باورهای آن مذهب یا ایدئولوژی می تواند صحیح باشد، اما عمومیت دادن آن به دیگرانی که ان معنا را نمی پذیرند یا معنای دیگری از زندگی را می پسندند، به این دلایل نادرست و غیر راهگشا است:

نخست: معنای مذهبی از حیات قابل تفسیر های متعدد است و در عمل امکان ارائه معنای واحد وجود ندارد.

دوم: ترجیح یکی از این معانی بر دیگر معانی مبتنی بر دلایل درون گروهی است. یعنی دلایلی که پیامد ایمان داشتن قبلی به یکسری اصول است. یعنی متکی بر مشهورات و مقبولاتی است که تنها در حوزه یک دین و مذهب و مکتب و ایدئولوژی خاص مشهور و مقبول هستند.

سوم: تحمیل یک معنای مذهبی بر دیگرانی که به آن معتقد نیستند مغایر با قاعده «ناپسند بودن آنچه برخود نمی پسندی بر دیگران پسندیدن» است و درنتیجه خلاف انصاف.

چهارم:به نتایج خود بی توجه است و نافی ضرورتی است که بخاطر آن حقوق بشر معاصر شکل گرفته است.

به نظر می رسد حق حیات به معنایی از حیات تعلق می گیرد که متضمن داشتن نعمت جان و فرصت زیستن برای انسان است. یعنی معنایی که متکی بر واقعیت های عینی و مسلم است. معنایی که می تواند هم راهگشا و هم منصفانه و هم مبتنی بر دلایل فرا مذهبی و فرا گروهی باشد. موجودی که از ژنوم انسانی برخوردار است زمانی که این معنا از حیات را دارا شود یعنی صاحب جان و فرصت زیستن گردد، صاحب حق جان داشتن و فرصت زیستن شرافتمندانه که خاص انسان است نیز می شود و به تبع آن دارنده حقوق و آزادی هایی که نتیجه یا لازمه آن هستند.

برای دریافت متن کامل این مقاله به فایل زیر مراجعه نمایید:  

 

religious-meaning-of-life-to-human-rights-recognition.pdf (323.37 kb)

 

 

نظرات

ارسال نظر

 


  Country flag

biuquote
  • نظر
  • پیش نمایش زنده
Loading



Powered by BlogEngine.NET 1.5.0.7
Theme by Mads Kristensen